شنبه، 16 فروردین 1404
ایده خبر » ورزشی » تقوا؛ گمشده‌ای که در آیینه آیات و روایات می‌درخشد

تقوا؛ گمشده‌ای که در آیینه آیات و روایات می‌درخشد

کد خبر: 18525

تقوا واژه‌ای آشنا اما اسرارآمیز است؛ مفهومی که همه به اهمیت آن معترفیم، ولی کمتر به عمق آن می‌اندیشیم؛ این گزارش روایتی است از تقوا آن‌گونه که در آیات قرآن و کلام معصومان(ع) تجلی یافته؛ از تعریف امام صادق(ع) تا خطبه آتشین امیرالمؤمنین(ع) که توصیفی متفاوت از پرهیزکاران ارائه دادند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، شاید یکی از سوالاتی که انسان در ماه مبارک رمضان، در ماه صبر و تقوا و بندگی باید از خود پرسیده‌اند، این بود که تقوا چیست؟ تقوا شاید کلمه‌ای باشد که همه ما در عین واقف بودن به معنای آن از بیان مفاهیم عمیقی که همین یک واژه به ظاهر ساده عاجز باشیم، به همین دلیل شاید بهتر باشد تقوا را در آینه آیات و روایات بیشتر جستجو کنیم؛ پیامبراکرم (ص) تقوا را در رأس تمام امور می‌دانستند و از ایشان و حضرت علی (ع) و امام صادق (ع) نقل شده که تقوا جمع تمام نیکی‌هاست؛ در حدیثی از امام صادق نقل شده است: تقوا یعنی در کاری که خداوند بدان امر کرده، غایب نباشی و در کاری که خداوند از آن نهی کرده است حاضر نباشی در قرآن کریم، در ذکر داستان پذیرفته شدن قربانی هابیل، آمده است که خداوند (عمل و قربانی را) فقط از تقواپیشگان می‌پذیرد، در احادیثی که می‌توان آن‌ها را تفسیر این آیه تلقی کرد، بر رابطه تقوا و قبول عمل تأکید بسیاری شده است؛ در این احادیث سفارش شده که اهتمام مؤمنان به قبول عمل باید بیش از نفس عمل باشد، زیرا عمل اندک و مقبول بهتر از عمل بسیار اما نامقبول است و شرط قبولی عمل، تقواست.

خطبه متقین نیز از خطبه‌های مشهور امام علی (ع) در نهج‌البلاغه است که به درخواست یکی از شیعیان به نام هَمّام ایراد شده است؛ همام به امیرالمومنین (ع) گفت: «ای امیر مؤمنان، پرهیزگاران را برای من بستای چنان که گویی به آنان می‌نگرم.» امام در پاسخ او مکثی کرد و سپس فرمود: «ای همام از خدا بترس و نیکوکار باش که «همانا خداوند با کسانی است که پرهیزگارند و آنان که نیکو کردارند»؛ (آیه ۱۲۸ سوره نحل) همّام اما راضی نشد؛ امام را قسم داد و باز اصرار کرد، آنگاه امام (ع) خدا را ستود و بر او ثنا گفت و بر پیامبر (ص) و آل او درود فرستاد و سپس خطبه متقین را ایراد کرد:

خطبه متقین؛ توصیفی جامع از زندگی پرهیزکاران

... امّا پرهیزکاران در دنیا دارای فضیلت‌های برترند، سخنانشان راست، پوشش آنان میانه روی، و راه رفتنشان با تواضع و فروتنی است، چشمان خود را بر آنچه خدا حرام کرده می‌پوشانند، و گوش‌های خود را وقف دانش سودمند کرده اند. و در روزگار سختی و گشایش، حالشان یکسان است. و اگر نبود مرگی که خدا بر آنان مقدّر فرموده، روح آنان حتی به اندازه بر هم زدن چشم، در بدن‌ها قرار نمی‌گرفت، از شوق دیدار بهشت، و از ترس عذاب جهنّم. خدا در جانشان بزرگ و دیگران کوچک مقدارند، بهشت برای آنان چنان است که گویی آن را دیده و در نعمت‌های آن به سر می‌برند، و جهنّم را چنان باور دارند که گویی آن را دیده و در عذابش گرفتارند. دل‌های پرهیزکاران اندوهگین، و مردم از آزارشان در أمان، تن‌هایشان لاغر، و درخواست‌هایشان اندک، و نفسشان عفیف و دامنشان پاک است. در روزگار کوتاه دنیا صبر کرده تا آسایش جاودانه قیامت را به دست آورند: تجارتی پر سود که پروردگارشان فراهم فرموده، دنیا می‌خواست آنها را بفریبد امّا عزم دنیا نکردند، می‌خواست آنها را اسیر خود گرداند که با فدا کردن جان، خود را آزاد ساختند.

پرهیزکاران در شب بر پا ایستاده مشغول نمازند، قرآن را جز جز و با تفکّر و اندیشه می‌خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروی درد خود را می‌یابند. وقتی به آیه‌ای برسند که تشویقی در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روی آورند، و با جان پر شوق در آن خیره شوند، و گمان می‌برند که نعمت‌های بهشت برابر دیدگانشان قرار دارد، و هر گاه به آیه‌ای می رسند که ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن می‌سپارند، و گویا صدای بر هم خوردن شعله‌های آتش، در گوششان طنین افکن است، پس قامت به شکل رکوع خم کرده، پیشانی و دست و پا بر خاک مالیده، و از خدا آزادی خود را از آتش جهنّم می‌طلبند.

پرهیزکاران در روز، دانشمندانی بردبار، و نیکوکارانی با تقوا هستند که ترس الهی آنان را چونان تیر تراشیده لاغر کرده است، کسی که به آنها می‌نگرد می‌پندارد که بیمارند امّا آنان را بیماری نیست، و می‌گوید، مردم در اشتباهند در صورتی که آشفتگی ظاهرشان، نشان از امری بزرگ است. از اعمال اندک خود خشنود نیستند، و اعمال زیاد خود را بسیار نمی‌شمارند. نفس خود را متّهم می‌کنند، و از کردار خود ترسناکند. هرگاه یکی از آنان را بستایند، از آنچه در تعریف او گفته شد در هراس افتاده می‌گوید: «من خود را از دیگران بهتر می‌شناسم و خدای من، مرا بهتر از من می‌شناسد، بار خدایا، مرا بر آنچه می‌گویند محاکمه نفرما، و بهتر از آن قرارم ده که می‌گویند، و گناهانی که نمی‌دانند بیامرز.

و از نشانه‌های یکی از پرهیزکاران این است که او را اینگونه می‌بینی: در دینداری نیرومند، نرم‌خو و دور اندیش است، دارای ایمانی پر از یقین، حریص در کسب دانش، با داشتن علم بردبار. در توانگری میانه رو، در عبادت فروتن، در تهیدستی آراسته، در سختی‌ها بردبار، در جستجوی کسب حلال، در راه هدایت شادمان و پرهیز کننده از طمع‌ورزی، می‌باشد. اعمال نیکو انجام می‌دهد و ترسان است، روز را به شب می‌رساند با سپاسگزاری، و شب را به روز می‌آورد با یاد خدا، شب می‌خوابد اما ترسان، و بر می‌خیزد شادمان، ترس برای اینکه دچار غفلت نشود، و شادمانی برای فضل و رحمتی که به او رسیده است.

اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد، از آنچه دوست دارد محرومش می‌کند. روشنی چشم پرهیزکار در چیزی قرار دارد که جاودانه است، و آن را ترک می‌کند که پایدار نیست، بردباری را با علم، و سخن را با عمل، در می‌آمیزد. پرهیزکار را می‌بینی که: آرزویش نزدیک، لغزش‌هایش اندک، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراکش کم، کارش آسان، دینش حفظ شده، شهوتش در حرام مرده و خشمش فرو خورده است. مردم به خیرش امیدوار، و از آزارش در امانند. اگر در جمع بی خبران باشد نامش در گروه یادآوران خدا ثبت می‌گردد، و اگر در یادآوران باشد نامش در گروه بی خبران نوشته نمی‌شود.

آنکه را به او ستم کرده عفو می‌کند، به آنکه محرومش ساخته می‌بخشد، به آن کس که با او بریده می‌پیوندد، از سخن زشت دور، و گفتارش نرم، بدی‌های او پنهان، و کار نیکش آشکار است. نیکی‌های او به همه رسیده، آزار او به کسی نمی‌رسد. در سختی‌ها آرام، و در ناگواری‌ها بردبار و در خوشی‌ها سپاسگزار است. به آنکه دشمن دارد ستم نکند، و نسبت به آنکه دوست دارد به گناه آلوده نشود. پیش از آنکه بر ضد او گواهی دهند به حق اعتراف می‌کند، و آنچه را به او سپرده‌اند ضایع نمی‌سازد، و آنچه را به او تذکّر دادند فراموش نمی‌کند. مردم را با لقب‌های زشت نمی‌خواند، همسایگان را آزار نمی‌رساند، در مصیبت‌های دیگران شاد نمی‌شود.

در کار ناروا دخالت نمی‌کند، و از محدوده حق خارج نمی‌شود. اگر خاموش است سکوت او اندوهگینش نمی‌کند، و اگر بخندد آواز خنده او بلند نمی‌شود، و اگر به او ستمی روا دارند صبر می‌کند تا خدا انتقام او را بگیرد. نفس او از دستش در زحمت، ولی مردم در آسایشند. برای قیامت خود را به زحمت می‌افکند، ولی مردم را به رفاه و آسایش می‌رساند. دوری او از برخی مردم، از روی زهد و پارسایی، و نزدیک شدنش با بعضی دیگر از روی مهربانی و نرمی است. دوری او از تکبّر و خود پسندی، و نزدیکی او از روی حیله و نیرنگ نیست.

می‌گویند سخن امام که به اینجا رسید، ناگهان همّام ناله‌ای زد و جان داد. امام علیه السّلام فرمود: «سوگند به خدا من از این پیش آمد بر همّام می‌ترسیدم.» و سپس حضرت (ع) ادامه داد: «آیا پندهای رسا با آنان که پذیرنده آنند چنین می‌کند؟» آنچه در اثرشنیدن این سخنان در قلب همام پدید آمد را نمی‌دانیم، اما آنچه از روایات به دست می‌آید این است که میان قلب و تقوا رابطه‌ای وجود دارد، رابطه‌ای که پیامبر اکرم (ص) در سخن خود به اباذر درباره آن می‌فرمایند: یا اَباذَر، اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی لاینظُرُ إلی صُوَرِکُم وَ لا إلی أموالِکُم وَ أقوالِکُم وَ لَکِن ینظُرُ إلی قُلُوبِکُم وَ أعمَالِکُم. یا أباذر، التَّقوَی هُنا التَّقوَی هُنَا وَ اَشارَ إِلی صَدرِهِ.

ای اباذر، به درستی که خداوند تبارک و تعالی نگاه نمی‌کند به صورت و اموال و سخنان شما، بلکه به دل‌ها و اعمال شما نظر می‌کند.ای اباذر، تقوا اینجاست تقوا اینجاست و به سینه‌ی مبارکشان اشاره کردند. (بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۸۸)

تقوا در قلب؛ نگاه خداوند به باطن انسان

آیت الله العظمی مکارم شیرازی، این حدیث گرانقدر را اینطور شرح می‌دهند:

این جمله نشان دهنده‌ی دیدگاه اسلام و در واقع نوعی قانون اساسی برای مسلمانان است. گفته‌ی حضرت مسأله‌ای ریشه‌ای است و با جهان بینی ارتباط دارد و در تمام مسائل اسلامی از انسان شناسی، جامعه شناسی، روان شناسی کاربرد دارد.خداوند در انسان‌ها با ظواهر نگاه نمی‌کند، بلکه به باطن و قلب‌ها و اعمالی که آنها هم نشانی از درون قلب است می‌نگرد، زیرا چیزی که در قلب پابرجا شود اثرش در اعمال ظاهر می‌شود. پس خداوند به اعمالی که گواه صادق قلب است نظر می‌کند، نه به صورت‌هایی که هزاران دگرگونی در آن ممکن است رخ دهد و نه به حرف‌هایی که دگرگونی‌های فراوانی در آن امکان‌پذیر است، زیرا اگر ما هم بخواهیم با معیار ظاهر حساب کنیم نه می‌توانیم خودمان را بشناسیم و نه دیگران را.

در این دنیا ادّعا زیاد است و اگر کارها با ادّعا درست می‌شد، الان درست شده بود. گاه انسان به سخن دیگران گوش می‌دهد متوجّه می‌شود که چه ادّعاهای بزرگی دارند، با اینکه اگر به ظاهر آنها نگاه کند می‌بیند چه بسیارند چهره‌هایی که زیر پوشش مؤمن، متّقی و … خودشان را پنهان کرده‌اند، در حالی که هر کدام از آنها فقط صورت و ادّعاست و حرف‌های توخالی و بی فایده‌ای بیش نیست.جمله‌ی بعدی هم مکمّل همین است که حضرت فرمود: مرکز تقوا زبان یا در قیافه‌هایی که به ظاهر اشک در آن جاری می‌شود نیست، بلکه مرکز تقوا قلب است و از آنجا جوانه می‌زند و به تمام اعضا و جوارح و زندگی انسان رسوخ می‌کند و آن‌گاه همه چیز انسان به رنگ تقوا درمی‌آید."

اما چطور می‌شود تقوا را در تمام ارکان زندگی و جامعه آورد؟ چگونه می‌شود تقوا را به جای خواندن و دانستن زندگی کرد و در یک کلام، رنگ و بوی خدایی گرفت و عطر تقوا و پرهیز را به هر عرصه که انسان می‌تواند پا بگذارد با خود برد؟ اینجا می‌خواهیم به ضرورت تقواپیشگی در یکی از این عرصه‌ها بپردازیم، به ضرورت تقوا در مدیریت، از آن جهت که تقوا علاوه بر تجلی و نمود در شخصیت یک مدیر باید در شیوه کاری او نیز بروز و ظهور پیدا کند و منابع انسانی و طبیعی به گونه‌ای در کنار هم بهینه شوند که رضایت خدا و تعالی تک تک ارکان آن مجموعه رعایت شود.

مدیریت تقوامحور؛ جایگاه کنترل درونی به جای قوانین بیرونی

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در کتاب خود به نام تقوا و مدیریت اساس مدیریت تقوا محور را متکی کردن کنترل‌ها به درون افراد و نه به عوامل خارجی می‌دانند، ایشان بر این عقیده هستند که سیستم‌های مدیریتی گاهی بر اثر ازدیاد قوانین و نظارت‌ها، انسان‌ها را بی تقوا می‌کنند و موجب می‌شوند آن اتکا به نفس و آن انگیزه درونی از آن‌ها سلب شود، همچنین به پژوهش‌هایی در خارج از کشور در راستای همین موضوع و بالاخص در حوزه آموزش و پرورش استناد می‌کنند که در آن اگر به کودکان در ازای کار صحیحی مانند کتاب خوانی پاداش داده شود دیگر آن لذت فهمیدن و دانستن درونی نمی‌شود و تنها به همان لذت تشویق و تنبیه بسنده می‌کند و در مثال ذیگر نیز کارکنانی که تنها برای تشویق زود به سر کار بیایند و تنها برای ترس از تنبیه کار خود را درست انجام دهند از درک لذت مفید بودن، خودکارآمدی و وظیفه شناسی محروم می‌مانند.

همچنین حجت الاسلام پناهیان، در همین کتاب تشویق و تنبیه با سرعت را از شیوه‌های مدیریت تقوا محور نمی‌داند چرا که تقوا به منزله یک کنترل درونی نمی‌بایست با پاداش و جزای لحظه‌ای و آنی مدیریت شود، این شیوه‌ای است که خداوند متعال نیز در تعامل با بندگانش انجام می‌دهد و نه کار خیر را جزای آنی ملموس می‌دهد و نه بدکار را در جا هلاک می‌کند؛ در حوزه قوانین نیز ازدیاد قوانین و زیاد بودن تعداد مشمولان و قطعی بودن اجرای حکم برتعداد کمی از آن‌ها می‌تواند بر تقویت منبع فرمان درونی افراد اثر سو بگذارد حال آنکه در اسلام تعداد مشمولان قوانین اندک است اما احکام جدیت بیشتری اجرا شدن دارند.

وی معتقد است: اگر «قانون» و «نظارت» و «مجازات شدید»، برداشته شود، خواهید دید همان موجوداتی که با نظارت شدید، منظم شده بودند، به چه موجودات «بی‌نظم» و «قانون‌شکنی» تبدیل خواهند شد، در برخی از کشورهای شرقی، بااینکه قوانین راهنمایی رانندگیِ آنجا، از کشور ما کمتر است، تخلفات رانندگی و تصادفات‌شان، کم‌تر است. اگر هم تصادفی شود، مردم می‌دانند که خودشان باید مشکل خود را حل‌وفصل کنند؛ پلیسی نیست؛ ادارۀ جامعه با مدل «تقوا»، موجب می‌شود که هرکسی روی پای خودش بایستد و نسبت به دیگران «احساس مسئولیت» کند. در این صورت، مردم «قوی» می‌شوند و به‌صورت «گروهی»، خودشان، زندگی خودشان را بدون نیاز به «دولت» اداره خواهند کرد.؛ چرا باید ما مردم، این‌قدر وابسته به «دولت» باشیم؟! ما می‌توانیم کاری کنیم که «روستاها» مستقل شوند و «شهرها» روی پای خودشان بایستند. ادارۀ جامعه، با مدل «تقوا» هم «فرد» و هم «جامعه» را «قوی» می‌کند.

تقوا و تخصص، دو رکن مدیریت اسلامی

همچنین مقام معظم رهبری در سخنی خطاب به مدیران فرموده‌اند:

«اینکه انسان سعی کند در همه‌ی میدان‌های زندگی خودش را تحکیم کند، این آن شهوت معنوی است؛ شهوات ظاهری و مادّی و اخلاقی و [مانند] اینها هم که به جای خود محفوظ است. تقوا از اینجا شروع می‌شود تا به عرصه‌ی اجتماع؛ در جنگ، تقوا وجود دارد، در فعالیت‌های سیاسی تقوا معنا می‌دهد، در فعالیت‌های اقتصادی همین جور. آن وقت من و شما که [جزو] مسئولین هستیم در کشور و مدیریّتهای مختلف به عهده‌ی ماها است، حرکتمان، قولمان، فعلمان، ضمیرمان، تصمیممان، به سرنوشت مردم ارتباط پیدا می‌کند؛ و اینجا است که تقوا اهمّیّت پیدا می‌کند.

اینکه گفتم تقوا برای من و شما مهم‌تر از مردم عادی است، به خاطر این است؛ باید مراقبت کنیم، تقوا به خرج بدهیم. کارگزار حکومت، مبتلا به ارتباط نزدیک با حقوق مردم است؛ اگر چنانچه بی‌تقوا باشد، حقوق مردم پامال خواهد شد، آن وقت دیگر قابل جبران نیست؛ حالا فلان کار خلاف شخصی و ظلم به نفْس را که انسان انجام می‌دهد، خب توبه می‌کند، بعد یک جوری جبران می‌شود امّا وقتی حقوق مردم پامال شد، چه جوری انسان می‌خواهد این را جبران کند؟ این را به عنوان یک تعهّد مدیریّتی در نظر بگیرید؛

جنابعالی که می‌خواهید کسی را به یک جایی منصوب کنید، یک کاری را به کسی بسپرید، دارا بودن این خصوصیّت را، یعنی خصوصیّت تقوا و تعهّد در امور مربوط به مردم را، جزو صلاحیّتهای مدیریّتی بدانید. یکی از صلاحیّتهای مدیریّتی این است که ببینید این طرف، دارای تقوا است، یعنی کاری که به او می‌سپرید، با امانت انجام می‌دهد یا نه. خب اگر این جور شد، آن وقت خدا مهم‌ترین مؤلّفه در همه‌ی تصمیم‌گیری‌های ما خواهد بود؛ معنی اینکه برای خدا کار کنیم، این جوری خواهد شد؛ آن وقت کارتان می‌شود عبادت. یکی از امتیازات کار برای حکومت اسلامی و دولت اسلامی همین است که اگر چنانچه کار برای خدا شد، کار تبدیل می‌شود به عبادت؛ خود آن امضائی که می‌کنید، آن کاغذی که می‌نویسید، آن حرفی که می‌زنید، می‌شود یک عبادت.»

از بیانات مقام معظم رهبری اینطور برداشت می‌شود که تقوا در کنار تخصص دو شاخص مهم برای ارزیابی یک مدیر است؛ در ادامه راهکارهایی اشاره می‌شود که مدیران با بهره گرفتن از آن می‌توانند شاخص تقوا را بیش از پیش در خود تقویت کنند:

راهکارهای عملی تقویت تقوا برای مدیران

تقویت باور دینی (ایمان): بر طالب تقوی و قرب الهی فرض است که باور دینی و ایمان خویش را به خدای متعال و حقانیت بعثت انبیا و دین الهی و کتاب آسمانی از طریق مطالعه و تفکر در حوزه‌های معرفتی و بینش دینی تقویت نماید. رعایت تقوا عملی است که برخاسته از ایمان انسان است و آدمی تا ایمان قوی و شناخت شفافی نسبت به حقایق هستی و اعتقادات دینی نداشته باشد ضامن اجرایی نخواهد داشت. حوزه‌های معرفت دینی عبارتند از خداشناسی، خودشناسی، معادشناسی، فلسفه دین و جهان شناسی.

دین آشنایی: از دیگر لوازم این راه آشنایی با حلال و حرام الهی است. بر طالب تقوی لازم است که با احکام اخلاقی و عملی دین از طریق مطالعه و تحصیل کتب اخلاقی و رساله‌های عملیه آشنا باشد و راه عملی اطاعت خدای متعال را بداند و از بایدها و نبایدهای این مسیر اطلاع کافی داشته باشد. شناختن گناهان و پی آمدهای سو دنیوی و اخروی آن، نقش و تأثیر بسیار سازنده ای در حصول تقوی و تحکیم آن در انسان مؤمن دارد.

تمرین و ممارست: حصول هر مهارتی نیاز به تمرین، ممارست، مداومت و ایستادگی دارد. برای طالب تقوی نیز لازم است که در این مسیر از هر طریقی که ممکن است به تدریج عادت‌های بد خود را ترک و آنها را تبدیل به عادت‌های مثبت نماید. تمرین عملی و عادت نمودن به ترک گناهان و انجام واجبات الهی به تدریج زمینه حصول ملکه تقوی را در نفس آدمی فراهم خواهد آورد.

تلاوت قرآن کریم: از مداومت در تلاوت قرآن کریم همراه با تدبر در آیات الهی و فهم هدایت‌های قرآنی نباید غفلت نمود. قرائت و تلاوت پیوسته این کتاب مقدس همراه با فهم معانی آن به تدریج تأثیر بسیار سازنده ای در تقویت و تحکیم ایمان و عمل خواهد داشت… شرکت در مجالس و محافل مذهبی، همراهی مؤمنان، همنشینی با عالمان ربانی، مطالعه سیره عملی رهبران معصوم (علیه السلام), امامان هدایت و اسوه‌های تقوا و همچنین مطالعه زندگی و سیره عملی عالمان وارسته, اهل تقوی و سلوک، همچنین سرگذشت گناهکاران و سرانجام منحرفان از راه خدا و تقوی همگی راه‌هایی هستند که به تقویت بعد معنوی انسان خواهد انجامید.

شیطان شناسی: شناختن شیطان، حیله‌ها و وسوسه‌هایی که برای اهل تقوی دارد و دام‌هایی که در راه خدا گسترده است، ضرورتی است که نباید از آن غافل ماند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرمایند: تمام التقوی أن تتعلم ما جهل و تعمل بما علمت» «تمامیت پر واپیشگی این است که در پی دانستن و آموختن آنچه باشی که نمی‌دانی و عمل کنی به آنچه که میدانی».

البته راه تا پرداخت کامل به شیوه مدیریت تقوا محور بسیار است، همانطور که به سادگی نمی‌توان به قوانین تقوا محور، مشاوره و تدریس تقوا محور و سایر مشاغل با محوریت تقوا دست یافت، اما اولین چیزی که واضح است این است که تقوا به خودی خود از انسان یک مدیر می‌سازد، یک مدیری که می‌تواند خود را مدیریت کند، به موقع خود را از چالش‌ها بیرون به کشد و به لحظه تهدیدها را به فرصت تبدیل کند؛ تقوا به معنای گوشه نشینی و عزلت گزینی نیست؛ تقوا به این معنی نیست که اگر با مانع مواجه شدیم پای خود را از گرده حادثه بیرون بکشیم و در غاری مشغول شویم به تضرع و ناله، تقوا یک لباس است، یک پوشش است، یک جامه‌ای است که آدم به تن می‌کند و می‌زند به قلب دریا، به رودخانه پرهیاهوی دنیا، مقاومت می‌کند در برابر امواج امیال و گناهان و تازه در این مسیر دیگر غریق‌ها را هم نجات می‌دهد؛ یعنی این مدیر و مدبری که تقوا از انسان ساخته هم می‌تواند خود را نجات بدهد، هم دیگران را و هم محیط پیرامونش را.

منبع: imna-854539

دسته بندی: ورزشی
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید