به گزارش خبرگزاری ایمنا، رسانههای آزاد، روزنامهها و مطبوعات در هر جامعهای از ارکان توسعه و دموکراسی بهشمار میآید، بر این اساس خبرگزاری ایمنا، مرور عناوین مطبوعات کشور را بهصورت روزانه در دستور کار خود دارد.
روزنامه ایران در صفحه نخست امروز خود با تیتر «شفافسازی در باغ ملی» نوشت: «در گرما گرم مذاکرات پیدا و پنهان مسکو و واشنگتن درباره اوکراین که از مجموع آرایش صحنه آن بوی توافق پایان جنگ به مشام میرسد و محور اصلی گفتوگوها بر مواضع دو طرف درباره شرایط نابسامان جاری برآمده از این بحران قرار دارد؛ میشد انتظار داشت که موضوع ایران هم بخش دیگری از محورهای گفتوگوهای دو کشور باشد تا رایزنی با تهران درباره برآیند اولیه آن به دستور کار دیپلمات بلندپایه روس در سفر به ایران تبدیل شود. جز روابط دوجانبه، «پرونده هسته ای» و «سوریه» دو کلید واژهای هستند که این روزها بیش از هر چیز در اخبار مربوط به همکاریها و هماهنگیهای دو کشور تکرار میشوند.
از این منظر سفر روز گذشته «سرگئی لاوروف» وزیر خارجه روسیه به تهران را باید متفاوت از رفت و آمدهای متعارف میان دو کشور ارزیابی کرد. ویژه آنکه ارتقای رابطه ایران و روسیه در پی امضای توافقنامه جدید، تردیدها را برای قرار دادن توصیف «راهبردی» در کنار رابطه دیپلماتیک دو کشور از میان برده و ورود روسیه به حل یکی از مهمترین پروندههای باز سیاست خارجی ایران یعنی پرونده هستهای و مهمتر از آن موضوعات همکاری که دوشادوش یکدیگر پیش میبرند، تا حدود زیادی بر گمان نتیجه بخشی این ارتقای رابطه افزوده است. به این ترتیب سفر «لاوروف» به تهران در زمستان پرخبر سالجاری درحالی انجام شده است که نقطه کانونی آن نه صرفاً پیشبرد همکاریهای دوجانبه بلکه تلاش برای گشودن گره از موضوعات دارای اولویت در سیاست خارجی منطقهای و فرامنطقهای دو متحد به شمار میرود.
موضوع پرونده هستهای که آمریکا تاکنون در تعیین تکلیف آن ناکام مانده است، حالا در رابطه راهبردی تهران و مسکو به جایی رسیده که یکی از محورهای مهم رایزنیهای پرشمار مقامهای عالی رتبه آمریکا و روسیه را به خود اختصاص داده است. «لاوروف» که چهره متبسماش پس از نشست اخیر در ریاض حکایتگر رضایت از روند پیشرفت مذاکراتش با «مارکو روبیو» همتای آمریکاییاش درباره «اوکراین» بود، یک پرونده مهم دیگر را در دستور کار قرار داد که در موضع گیریهای پس از این نشست و این گفته سخنگوی کرملین بازتاب یافت که روسیه به دنبال کمک به حل مسأله هستهای ایران است؛ موضعی که نشان میداد ایران بخشی از دستور کار گفتوگوهای ریاض هم بوده است. از این منظر میتوان هدف اصلی گفتوگوهای روز گذشته وزیر خارجه روسیه در تهران را دفاع از موجودیت برجام در برابر دستاندازیها و بهانهتراشیهای دولت «ترامپ» دانست که اقدامات مستمرش در روند ضدیت با ایران میتواند امکان انجام مذاکره را از میان ببرد.
با چنین پیشینهای میتوان گفت تأکید سفیر روسیه در تهران در گفتوگو با یک رسانه روسی که «حذف روسیه و چین از مذاکرات رفع تحریم ایران ممکن نیست و این مذاکرات بدون این دو کشور به نتیجه نخواهد رسید» و قرار گرفتن موضوع ایران در محور اولین گفتوگوی تلفنی «پوتین» و «ترامپ» نشان داد که اقبال به ایفای نقش جدید مبتنی بر میانجیگری در زمینه مذاکرات هستهای به تدریج جای خود را در رویکرد روسیه پیدا کرده و در دستور کار مذاکراتی این کشور با آمریکا نیز بروز یافته است. بنابراین فارغ از اینکه «لاوروف» در سفر خود به تهران حامل پیامی از آمریکا برای دولتمردان ایرانی باشد یا نه، نمیتوان موضعگیریهای نشانهمند کرملین درباره پرونده هستهای ایران را در ارزیابی اهمیت این سفر کنار گذاشت.»
روزنامه کیهان در صفحه نخست امروز خود با تیتر «حماس برگشته است» نوشت: «روزنامه عبریزبان به نقل از منابع خود نوشته است که، حماس به همراه هزاران نیروی مسلح خود صفوفش را در شمال غزه مجدداً سازماندهی کردهاند.
وقتی مقاومت تبدیل به «سبک زندگی» شد، از بین بردن آن کار آسانی نخواهد بود. کسانی که از ترانه لالایی فرزندانشان تا نحوه مُردنشان، تحت تأثیر چنین سبک زندگی است، اگر ضربهای بخورند، فوراً بلند میشوند. آنهائی که ۷۵ سال به شکل خاصی زندگی کردهاند را نمیشوند به این سادگیها تغییر داد. غزه، و ساکنان آن، از جمله افرادی هستند که همهچیزشان با دنیای بیرون متفاوت است. هم زندگی کردنشان، هم جنگیدنشان و هم مُردنشان. از همینروست که تمام شیاطین عالم با همه توان شیطانیشان، ۷۵ سال است که حریف این قطعه کوچک از زمین نشدهاند.
پس از اینکه صهیونیستها به اندازه تمام بمبهایی که بر سر مردم ویتنام و ژاپن ریخته شد، بر سر ۲میلیون ساکن این باریکه ریختند، و یک ساختمان را هم سالم نگذاشتند، و حتی اعلام کردند، «چیزی به نام غیرنظامی و بیگناه در غزه وجود ندارد» تا کشتار ۳۰ هزار زن و کودک و نوزادان را هم توجیه کنند، میبینند، مقاومت در این باریکه هنوز زنده است.
از آنسو، سخنگوی نیروهای ملی و مردمی در اردوگاه طولکرم واقع در شمال کرانه باختری اظهار داشت که اشغالگران ۲۶ ساختمان مسکونی دیگر را در این اردوگاه ویران کردهاند. وی با بیان اینکه اشغالگران از زمان آغاز عملیات نظامی ۱۰۰ واحد آپارتمانی را تخریب کردهاند، گفت: «نظامیان صهیونیست همچنین ۱۰ منزل را آتش زده و ۳۰۰ مغازه را ویران کردهاند. «به گزارش فارس شبکه الجزیره در همین رابطه گزارش داده است که نظامیان صهیونیست در بحبوحه آوارگی شهروندان فلسطینی از منازلشان به عملیات نظامی در طولکرم ادامه میدهند و تجهیزات نظامی همچنان از همه مراکز نظامی صهیونیستی اطراف به سمت طولکرم گسیل میشود.
«مهند مطر»، مدیر روابط عمومی و رسانهای شهرداری طولکرم در شمال کرانه باختری هم یکشنبه گذشته تاکید کرد در نتیجه تجاوزگریها و عملیات نظامی اشغالگران اسرائیلی بیش از ۹۰ درصد از ساکنان دو اردگاه طولکرم و نور شمس آواره شدهاند. مطر افزود: موج آوارگی دستهجمعی در طولکرم بیسابقه است و به دلیل تداوم عملیات اشغالگران هنوز آمار رسمی و دقیقی درباره شمار آوارگان و حجم ویرانیها وجود ندارد. از زمان آغاز عملیات موسوم به «دیوار آهنین» ارتش رژیم صهیونیستی در شمال کرانه باختری بیش از ۸۰ شهروند فلسطینی به شهادت رسیدهاند.»
روزنامه جوان در صفحه نخست امروز خود با تیتر «صریح با لاوروف» نوشت: «لاوروف، وزیر خارجه روسیه برای چه به تهران آمد؟ پاسخ این پرسش را از نشست خبری یا خبرهای پیرامون این حضور نمیتوان فهمید! پاسخهای دیپلماتیک معمولاً آنقدر سربسته و کلی است که جز اینکه بدانیم درباره «مسائل مورد علاقه دوطرف» حرف زده شده است، چیز دیگری دستمان را نمیگیرد. با این حال، اصلاحطلبان در رسانههای خود و فضای مجازی چند روزی بود این بحث را به راه انداخته بودند که آمریکا میخواهد در مذاکرات با روسیه اوکراین را با ایران تاخت بزند! یعنی در مسئله اوکراین به روسها امتیاز بدهد و روسها هم در عوض در مسئله ایران (هستهای، تحریمها، منطقه) به آمریکا امتیاز بدهند.
واضح است که اگر به اینها گفته شود از کدام روش سیاستورزی ایران در سیاست خارجی نتیجه گرفتهاید که ایران چنین آسان و بیدغدغه قابلمعامله است، جز آنکه از عبارت مندرآوردی «روسوفیل» بودن حکومت ایران سخن بگویند و آن را نشانهای از نزدیکی ایران به روسیه و لابد قابلمعاملهبودن آن بدانند، حرف و تجربه دیگری ندارند. برای اجرای چنین ادعایی یعنی معاملهکردن ایران با اوکراین اصولاً نیازی به حضور لاوروف در ایران نبود، مگر برای معامله اوکراین، زلنسکی را به مذاکرات خودشان راه دادند؟! پس آنکس که معاملهشدنی است، وضعش نشان میدهد و اگر کسی مسئله خودتحقیری یا روسهراسی دارد، چرا باید آن را با اتهام «روسدوستی» زدن به دیگران مخفی کند؟
اتفاقاً دولت چهاردهم همسوی کسانی است که در چنته فقط یک روسوفیل دارند و بس. حضور وزیر خارجه روسیه یک فرصت خوب بود تا با او صریح و بیپرده هم مواضع ایران درباره سوریه، هم درباره لبنان و غزه و هم درباره مسئله اوکراین و پیامدهای توافق احتمالی روسیه با آمریکا بدون درنظر گرفتن منافع ایران مطرح میشد و امید است که چنین کرده باشند. هرچند مسئله اوکراین مانند سوریه و عراق و افغانستان نیست که «خارج نزدیک» ایران محسوب شود و مسائل آن مستقیماً به منافع ملی ایران گره بخورد.
تجربه و شناخت از ایران به ابرقدرتهای جهان نشان داده است که ایران را نمیتوان با همان تعابیر «منافع ملی» که در روابط بینالملل استفاده میشود، خرید یا فروخت یا قانع کرد یا به حرکت درآورد. در ایران کسانی مثال میزنند که امارات یا قطر یا عربستان که خود را وقف دفاع از مظلومیت مردم مسلمان غزه نکردند، رشد اقتصادیشان خوب شد یا آسیب ندیدند ولی ایران و یمن و حزبالله و باقی اعضای مقاومت ضربه خوردند و این با حفظ منافع ملی در تضاد است. اگر چنین باوری دارند، دیگر نمیتوانند مدعی قابلفروشبودن ایران شوند. ایران با چنین راهبردی چگونه و به چه کسی باج میدهد که روسیه دومی آن باشد؟»
روزنامه وطن امروز در صفحه نخست امروز خود تیتر «عملیات هوایی در دوردست» را برگزید و نوشت: «پس از الحاق ناو شهید مهدوی به عنوان نخستین ناو اقیانوسپیمای سپاه در اسفند ۱۴۰۱، ناو پهپادبر شهید بهمن باقری، نخستین ناو پهپادبر چندمنظوره نیروی دریایی سپاه در تاریخ ۱۸ بهمن امسال به یگان رزم نیروی دریایی سپاه اضافه شد. به گزارش «وطن امروز»، دی ۱۴۰۱ مؤسسه دریانوردی آمریکا (USNI) با انتشار تصاویر ماهوارهای عنوان کرده بود ایران در حال ساخت یک ناو پهپادبر است و حدسهایی درباره کم و کیف این ناو زده بود. مدتی بعد ویدئویی از فرآیند تکمیل و توسعه این ناو توسط یکی از کادرهای اجرایی در حال کار روی یک جرثقیل سنگین منتشر شد و پس از آن تصاویر ماهوارهای متعددی منتشر شد که خبر از این میداد سپاه در حال کار روی یک ناو جدید با قابلیت نشست و برخاست پهپاد است. ۵ آذرماه حتی نام این ناو رسانهای شد؛ خبرگزاری دانشجو در رابطه با این ناو در گزارشی نوشت: «ناو شهید باقری با شماره بدنه C۱۱۰-۴ حاصل توسعه سنگین یک پلتفرم تجاری است.
گفته شده است آشیانه زیرین ناو قابلیت حمل ۶۰ فروند انواع مختلف پهپاد (شامل رزمی، انتحاری و…) را دارد. همچنین در کنار پهپادهای پیستونی، خبرهایی از ابراز تمایل نیروی دریایی سپاه نسبت به استقرار پهپادهای جت قاهر روی این ناو وجود دارد». تصاویر ماهوارهای و عکسهای منتشرشده از مراحل ساخت این ناو، مدتها پیش از رونمایی رسمی، خبر از توسعه یک پلتفرم دریایی جدید توسط سپاه میداد اما چرا سپاه که تا پیش از این بر توسعه توان رزم نامتقارن در خلیجفارس تاکید داشت، ناگهان سراغ ساخت رزمناوهای نیمهسنگین و سنگین اقیانوسپیما رفت؟ و شاید سوال اصلی در همین لحظه خلق شود؛ تغییر دکترین دفاعی سپاه را باید چگونه تحلیل کرد؟ در این گزارش تلاش شده پاسخی به تحولات رزم دریایی سپاه دهیم.
سال ۱۳۸۷ در دیدار فرماندهان بلندپایه نیروی دریایی ارتش با رهبر معظم انقلاب، ایشان از یک خط راهبردی جدید سخن گفتند؛ راهبردی که بخشی از آن موجب توسعه سواحل مکران شد اما مهمتر آنکه رهبر انقلاب یک فرمان مستقیم به نیروی دریایی دادند که حضور همهجانبه در همه نقاط جهان داشته باشد. نیروی دریایی ارتش از همان زمان دست به کار شد و ناوگروههای آن از سال ۱۳۸۸ برای تأمین امنیت به زیر مدار ۲۲ درجه فرستاده شدند و عمدتاً در خلیج عدن، یعنی نقطهای که سال ۱۳۸۴ دزدی دریایی نسبت به کشتی ایرانی رخ داده بود، مستقر شدند.
سال ۱۳۹۰ در دیدار پرسنل و فرماندهان نیروی دریایی سپاه پاسداران با رهبر انقلاب در بندرعباس، ایشان مجدداً راهبرد حضور همهجانبه در همه نقاط را خطاب به سپاه تاکید کردند. این فرمانی بود که نیروی دریایی سپاه و ارتش را برای حضور در سایر نقاط جهان مأمور کرد. از نخستین ناوهایی که سازمان رزم سپاه در جهت مأموریت راهبردی خود به خدمت گرفت، ناوهای شهید رودکی و شهید مهدوی بودند. از همان زمان عنوان میشد سپاه در حال آزمون و خطاست تا بتواند نسخه مطلوب و عملیاتی خود را به خدمت بگیرد. ناوهای سپاه باید به گونهای طراحی و عملیاتی شوند که از ظرفیتهای موجود تسلیحات نظامی اختصاصی ساخته شده توسط مهندسان ایرانی بهره ببرند و توان به کارگیری این تسلیحات به طور گسترده وجود داشته باشد، لذا ناو شهید رودکی و سپس ناو شهید مهدوی را میتوان نسخههایی دانست که سپاه در آن نیازسنجی کرده و مبتنی بر ظرفیتها و قابلیتهای خود اقدام به طراحی و ساخت ناو کرده است اما این ناوها عمدتاً با نگاه پشتیبانی طراحی شدهاند و خود به تنهایی و به صورت منفصل حالت عملیاتی ندارند.»
روزنامه شرق در صفحه نخست امروز خود تیتر «لاوروف در تهران» را برگزید و نوشت: «بعدازظهر دیروز سهشنبه ۲۵ فوریه برابر با هفتم اسفند ۱۴۰۳، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، با هدف دیدار و گفتوگو با عباس عراقچی، همتای ایرانی خود، وارد تهران شد. به نوشته ایرنا، وزیر امور خارجه روسیه آخرین بار اول آبانماه ۱۴۰۲ با هدف شرکت در نشست وزرای خارجه سازوکار منطقهای مشورتی «۳+۳» برای جنوب قفقاز (ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان، ایران، روسیه، ترکیه) به تهران سفر کرده بود. لاوروف دیدار هم با پزشکیان رئیسجمهوری ایران داشت. پیش از حضور لاوروف در تهران، وزارت امور خارجه روسیه جزئیات بیشتری را درباره دستور کار این سفر تشریح کرد.
در بیانیه مطبوعاتی این وزارتخانه آمده «وزیران امور خارجه دو کشور ایران و روسیه در تهران به طور مفصل درباره دستور کار دوجانبه روابط روسیه و ایران که با امضای یک توافقنامه بنیادین جدید بیندولتی در ۱۷ ژانویه برابر با ۲۸ دیماه ۱۴۰۳ در مسکو رسماً به سطح مشارکت راهبردی جامع رسیده است، گفتوگو خواهند کرد».
پیشتر هم کاظم جلالی، سفیر ایران در روسیه، با اشاره به اهمیت و اهداف این سفر اعلام کرده بود «طیف متنوعی از موضوعات در روابط دوجانبه، منطقهای و بینالمللی بررسی و درباره آنها تبادل نظر خواهد شد». اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، نیز سفر وزیر امور خارجه روسیه به تهران را در چارچوب مشورتهای مستمر جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقهای و بینالمللی دانست.
مسئول سیاست خارجی کشورمان به بحثها با همتای روس خود درباره مسائل منطقهای هم ورود و خاطرنشان کرد: «در زمینه فلسطین، لبنان و سوریه، گفتوگوهای مفصلی را انجام دادیم. طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران همواره جنایتهای رژیم صهیونیستی در فلسطین را محکوم کرده و همچنان این محکومیت ادامه دارد. طرح جدیدی که برای محاصره اجباری غزه در نظر گرفته شده، مورد بحث قرار گرفت و بهشدت محکوم است. موضع متحد کشورهای منطقه علیه این طرح غیرقابل قبول اتخاذ شده و بهزودی اجلاس وزرای خارجه سازمان همکاریهای اسلامی به درخواست ایران در همین زمینه برگزار خواهد شد». عراقچی مشخصاً درباره سوریه بیان کرد «مواضع ما درباره سوریه بسیار نزدیک است.»
روزنامه دنیای اقتصاد در صفحه نخست امروز خود تیتر «اتحاد فراآتلانتیکی در تابوت» را برگزید و نوشت: «دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده و امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه روز دوشنبه در اولین دیدار خود پس از تحلیف ماه گذشته، نمایش دوستی به راه انداختند و در مقابل دوربینها بگو و بخند داشتند؛ اما با وجود همه آغوشها و دست دادنهای صمیمانه، آنها نتوانستند شکاف فزاینده بین ایالات متحده و اروپا بر سر جنگ اوکراین را پنهان کنند.
به نوشته روزنامه نیویورکتایمز، در دیدار سومین سالگرد تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین، به نظر میرسید که این دو رهبر قصد داشتند از یک گسست آشکار اجتناب کنند؛ زیرا آنها در جریان یک نشست شاد در کاخ سفید به تبادل نظر پرداختند. اما آنها بهطور قابل توجهی درباره علل جنگ، نقش هر یک از طرفین در درگیری و حل احتمالی آن اختلاف نظر داشتند. این نشست در حالی برگزار شد که ایالات متحده و فرانسه بهشدت در سازمان ملل بر سر قطعنامه محکومیت تجاوز روسیه دچار اختلاف نظر شدند. درحالیکه اروپا و بیشتر جهان در کنار اوکراین بودند، دولت ترامپ همراه با روسیه، کرهشمالی و بلاروس شد و ایالات متحده را در اردوگاهی قرار داد که در طول تاریخ سازمان ملل متحد به ندرت این امر اتفاق میافتد.
دیدار ترامپ و مکرون و همچنین قطعنامه اروپا علیه روسیه نشاندهنده شکاف عمیق در پایتختهای دو سوی اقیانوس اطلس است. در حالی که برج ایفل در پاریس، دروازه براندنبورگ در برلین و ساختمانهای اتحادیه اروپا در بروکسل به نشانه همبستگی با رنگهای آبی و زرد پرچم اوکراین روشن شده بودند، کاخ سفید هیچ تلاشی برای نشان دادن حمایت نکرد. ترامپ درباره تلاشهای خود برای مذاکره صلح با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه گفت: «فکر میکنم پیشرفتهای زیادی حاصل شده است. ما مذاکرات بسیار خوبی با روسیه داشتهایم. ما مذاکرات بسیار خوبی با دیگران داشتهایم و تلاش میکنیم تا جنگ با روسیه و اوکراین پایان یابد.»
بازگشت ترامپ به قدرت روابط با متحدان اروپایی را متشنج کرده است؛ زیرا او تهدید میکند بر کالاهای مصرفی آنها تعرفه وضع خواهند کرد و از آنها میخواهد که هزینههای نظامی را حتی فراتر از هدف قبلی افزایش دهند. روابط بین آمریکا و اروپا با سخنرانی جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری ایالات متحده در مونیخ شعلهور شد. او گفت که بزرگترین تهدید امنیتی برای کشورهای اروپایی، روسیه یا چین نیست، بلکه خطمشیهای سیاسی و فرهنگی خودشان است.
مکرون دو نشست با رهبران اروپایی ترتیب داده است تا طرحی را برای مقابله با آمریکا که به نظر میرسد طرفداران سنتی خود را کنار گذشته و رو به روسیه آورده است، تدوین کند. اما او پس از نشست پاریس به واشنگتن رفت تا با ترامپ دیداری کند و موضع رئیسجمهور آمریکا را درباره سرنوشت اوکراین ملایم کند.»